كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
16
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
محمد را امتحان فرمايند و اين سخنان در غيبت اين فقير واقع شده بود . چون فقير به شرف ملازمت رسيد ، حضرت خاقان سعيد فرمود كه با كسى بحث و تلاش مىكنى ؟ بنده عرضه داشت كه با هيچ آفريده بحث و نزاع ندارم و از كسى نيز به علم افضل نيستم . اما از كتب متداوله چندى خواندهام و گمان آنكه مىدانم . اگر آن حضرت فرمايند كه بنده را امتحان فهم آن كتب نمايند هر آينه به مضمون عند الامتحان يكرم المرء اويهان عيان شود . القصه فرمان اعلى نفاذ يافت كه علماى كبار كتابى اختيار كنند و فقير و مولانا حاجى محمد را امتحان فرمايند و علما ميان « كشاف » و « هدايه » مخير ساختند و عاقبت بر هدايه قرار دادند و اول كتاب هدايه ، كتاب طهارت اختيار كردند و هم در مجلس خاص مشحون به شاهزادگان و امراء خواص سطرى چند به منزلهء شرح نوشته شد و علما نوشتهء فقير را پسنديدند و نوشتند كه ادق و احسن است و به موقف عرض رسانيدند . حضرت اعلى را مستحسن نمود و بنده چون زر خالص از بوتهء امتحان تمام عيار بيرون آمد . . . » « 1 » باز در حوادث سال 833 هجرى در ضمن شرح حال شيخ الاسلام شمس الدين محمد جزرى كه روز 5 ربيع الاول اين سال جان به جانآفرين تسليم كرد ، نوشته است : « . . . و آن جناب به هر شهر و ولايت كه تشريف حضور ارزانى مىداشت ، علماى روزگار و فضلاى امصار به تلمذ و استفادت از آن جناب افتخار مىنمودند و اولاد صغار و كبار در مجلس آن بزرگوار حاضر مىساختند و به قراءت و سماع صحاح سته تيمن و تبرك مىفرمودند و والد اين فقير مولانا جلال الدين اسحق رحمة اللّه عليه صحيحين را بر جناب شيخ گذرانيده بود و اولاد خود مولانا جمال الدين عبد الغفار و مولانا شريف الدين عبد القهار و مولانا عفيف الدين عبد الوهاب و بندهء كمينه عبد الرزاق را به آن مجلس حاضر گردانيده و اجازت به طريق معهود ستانيده جزاهم اللّه تعالى خير الجزاء . » عبد الرزاق كه از اين برادران خود هميشه به احترام و بزرگداشت ياد مىكند ، به نظر
--> ( 1 ) . مطلع سعدين ج 2 جزء اول ص 731 با اسقاط اشعار و عبارات مكرر .